محمد تقي جعفري

191

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

وسيله ندارد كه آيا آن امور را كه بعنوان وسيله انتخاب مىكند و آنها را در راه هدف استخدام مىكند ، از نظر واقعيت و ارزش بالاتر از هدف منظور است يا پايينتر يا مساوى با آن عقل نظرى با هيچ يك از اين مسائل سرو كارى ندارد . چنان كه منطق صورى صحت و بطلان مادهء قضايا را به عهده نمىگيرد ، بلكه تنها روش نتيجه گيرى را از مقدمات مفروضه تصحيح مىنمايد . به همين جهت است كه عقل نظرى معمولى بايستى با راهنمايى وجدان رشد يافته و بوسيلهء قوانين تصفيه شدهء انسانى و الهى و گوياى واقعيات ، به فعاليت بپردازد . بدون اين راهنمايى : عقل بند رهروان است اى پسر آن رها كن ره عيان است اى پسر با نظر به اين اختصاص عقل نظرى است كه محمد عبده كلمهء « نورانى » را قيد عقل نموده ، گفته است : « يك عقل نورانى را مىديدم » يعنى عقل راهنمائى شده بوسيلهء وجدان پاك الهى را مىديدم كه شباهتى به مخلوق جسمانى نداشت . جملهء دوم - « اين عقل نورانى از گروه ارواح و مجردات الهى ( ملكوتيان ) جدا شده و بروح انسانى پيوسته . . » اين همان مسئله تفسير معقول بر تكامل است كه بر طرف كنندهء اشكالات وارده بر نزول و صعود روح انسانى است . اساس اين اشكال را ابن سينا در قصيدهء عينيهء معروفش كه با مطلع زير شروع مىشود ، چنين گفته است : هبطت اليك من المحلّ الأرفع ورقاء ذات تغزّز و تمنّع ( روح مانند كبوتر داراى عزّت و مناعت طبع از مقام رفيع ارواح بسوى تو فرود آمده است . . . ) ابن سينا در اين ابيات مىپرسد : روح براى چه علتى از آن مقام و الا به عالم ماديات فرود آمده است پاسخ معقولى كه به اين سؤال داده شده است ، اينست كه در مجراى تفاعلات مواد عالم طبيعت ، حيات بروز مىكند و با پيشرفت تكاملى حيات نفس به معناى « خود » يا « من » را بوجود مىآورد . اين « خود » بوسيله نيروهاى عقلانى و وجدانى شروع به رشد و تكامل مىنمايد . با پيشرفت « من » در مجراى تكامل « من » آمادهء پذيرش پرتوهاى ملكوتى مىگردد و با پذيرش انوار ملكوتى تدريجا مبدل به روح انسانى - الهى مىشود و آمادهء لقاء اللَّه و رضوان اللَّه در ايام اللَّه مىگردد .